تبليغاتX
چند خطی از یک معلم زبان فارسی !!!

چند خطی از یک معلم زبان فارسی !!!

 

 

دیروز فیلم پرسپولیس را دیدیم. با وجود اینکه زیر نویس انگلیسی بود و دنبال کردن فیلم آنقدرها راحت نبود ، باز آنقدر خوب بود که یک دل حسابی بخندیم و گریه کنیم.

 

چهار سال پیش یک بار یکی از شاگردانم از کتاب پرسپولیس خیلی  تعریف کرد و به من توصیه کرد که آنرا بخوانم. همانروزها بود که  کتاب " لولیتا خوانی در تهران" که البته  اسم جالب تری هم دارد  خیلی مد بود و من داشتم می خواندمش و اصلاً باهاش حال نمی کردم. بنابراین فکر  می کردم کتابی به نام " پرسپولیس" که دیگه اصلاً نمی تونه جالب باشه.

یک روز یکی از شاگردان زبان روسی که با من آشنا بود کتاب را برای من آورد و گفت که چقدر از خواندن آن لذت برده و فکر کرده که آنرا برای من بیاورد.

باید بگم که سالها بود کتابی را با آنهمه شوق وعلاقه نخوانده بودم. شروعش که کردم تا تمام نکردم زمین نگذاشتم . کتاب به زبان انگلیسی بود( زبان اصلی فرانسه است)  ولی زیر هر جمله کلمات فارسی فریاد می کشیدند. خندیدم و خندیدم و وقتی کتاب تمام شد هق وهق گریه کردم.

البته می دونم که  اشک و خنده من دلیلی برای خوبی کتاب نمی شه. من عاشق کتاب شده بودم و دلایل خودم را داشتم. کتاب داستان نسل من بود. من به شکلی ناباورانه خودم را در کتاب او پیدا کردم .از چه گوارا شدن و ماتریالیسم دیالکتیک خواندن  ( که یادمه چیزی از آن نمی فهمیدم ولی عاشق نگاه کردن به تصویرهای آن بودم) گرفته تا تصویر خدا. (هنوز هم نمی تونم باور کنم که آدمهای یک نسل خدا را هم که شکلی ندارد به یک شکل می تونن ببینند.)

ولی چرا اینقدر به دل بقیه می نشیند؟ به دل آن آقای آمریکایی که شاگرد زبان روسی است و کاری هم با ایران ندارد ولی اینقدر کتاب را دوست داشته که بخودش زحمت داده من را پیدا کنه و با من که ایرانیم راجع بهش صحبت کنه و وقتی که فهمیده که من هنوز نخواندمش به خودش زحمت داده  کتاب را برای من آورده که چه نشسته ای.....

مرجان ساتراپی  که این کتاب را به سبک داستانهای مصور می نویسد ( سبکی که من سراغ ندارم هیچ نویسنده ایرانی دیگری استفاده کرده باشد) بسیار ساده و صمیمی  با طنزی قوی دنیایی را که تجربه کرده به تصویر می کشد. دنیایی  که آشنای همه آنهایی است که آنرا زیسته اند، خندیده اند و گریسته اند. دنیایی که بهیچوجه دنیای ساده ای نیست. دنیای تو در تویی که هیچ چیز در آن مطلق نیست، که پر از خوبی هایی است که در دل بدی دارند و بدی هایی که در دل خوبی و دلیل بدیها اگرچه دلیل خوبی نیست ولی دلالت بر بدی آنها هم ندارد. دنیای او دنیای فلسفه بافی و فضل فروشی نیست . او آنچه را که دیده است و شنیده است و از این دیدن و شنیدن آموخته است و احساس کرده است همانگونه که تجربه کرده است بیان کرده و به تصویر می کشد. سعی نمی کند روشنفکرانه بنویسد یا پیچ و خم های غیرضروری به داستانش بدهد ویا تصویر ایده آلی از خود و زندگیش به دیگران ارائه کند. او بی باکانه خودش است و تصویرها همه دست اول.

 دقت مرجانه  به جزییات فرهنگ عامه و  صراحت خود بودن او این  اثر را چنان ایرانی می کند که حتی از بطن زبان انگلیسی که تازه ترجمه زبان فرانسه است ایرانی بودن آنرا احساس می کنی و این در حالی است که صمیمیت و سادگی بیان احساسات بشری این اثر را قادر می کند فراتر از مرزها باهمه انسانهای دنیا ارتباط  بر قرار کند.

 

من به همه توصیه می کنم این کتاب را بخوانند حتی اگر فیلم آنرا تماشا کرده اند.

 

 

+ نوشته شده در  Mon 11 Feb 2008ساعت 6 بعد از ظهر  توسط حمیرا بهادرانی  | 

 

 

Persian Not Farsi

 

 

 

هفته پیش در یک همایش زبان فارسی در دانشگاه مریلند  باز هم بحث نام زبان فارسی در انگلیسی پیش آمد و البته بعضی ها پاک گیج شدند که مساله چیه؟  Farsi  و  Persianچه فرقی دارد؟

 پاسخ این سوال در یک کلام این است: نام زبان فارسی در انگلیسی Persian است نه Farsi

 

یادم می آید ده پانزده سال پیش، یکبار یکی از استادانمان، آقای دکتر نوریان، که رهاورد سفرتحقیقاتی خود را به آمریکا در یک سخنرانی در دانشگاه اصفهان ارائه می دادند، این مساله را عنوان کردند که جایگزین کردن نام   Persiaبا ایران در عرصه بین المللی کار درستی نبود چرا که این نام به مثابه پلی بود که مردم جهان را با تاریخ وتمدن باستانی کشور مربوط می کرد و امروز دیگر این پل وجود ندارد.

 

برای مایی که جوان بودیم و هیچوقت به خارج از ایران سفر نکرده بودیم و نامی هم برای وطنمان به جز ایران نمی شناختیم و نمی خواستیم، این مساله خیلی جالب بود و بحث انگیز.

ولی درنهایت با همان منطق جوانی نتیجه گیری کردیم که نام " ایران " تنها نامی است که به دل می نشیند و چه اهمیتی دارد که خیلی ها ندانند که ما کی بودیم ، مهم اینه که به آنها نشان بدهیم کی هستیم . تا کی "من آنم که رستم بود پهلوان" و تازه اونی که باید بدونه ایران همان پرشیا است می دونه" و بعد از همه این حرفها کاری است که شده.......

 ****

ولی مساله Farsi  و Persian  متفاوت است. من فکر می کنم که در انگلیسی باید کلمه Persian بکار برده شود. هرچند که" باید" هیچوقت دلیل خوبی برای منطق زبان نبوده است.

 

 ولی چرا اینطور فکر می کنم: 

در مقالات مختلف دلایل مختلفی برای اینکه این امر از کجا آغاز شده و چرا دارد جایگزین کلمه انگلیسی Persian می شود، آمده است. از جمله دلایل مطرح شد ه یکی هم  مهاجرت روز افزون ایرانیان به خارج از کشور است.

 

من نمی دانم این از کجا شروع شده و یا کی آنرا شروع کرده و لی می دانم که ما ایرانیان خارج از کشور یک دلیل آن هستیم و احتمالاً بوده ایم .

من از جانب ایرانیان مقیم آمریکا حرف می زنم. مایی که هرروز با مشکل زبان انگلیسی دست و پنجه نرم می کنیم و مشکل هویتمان  از مشکل آب و نانمان بزرگتر است. وقتی کسی می گه Persian حالمون گرفته میشود.  پرشین به دلمون نمی نشینه. می خواهیم یادشون بدهیم چطور آن را تلفظ کنند و اینکار را هم فقط با آمریکایی ها می کنیم. آخه آنهاند که نمی دونند فارسی چیه . خلاصه چون با کلمه Persian رابطه برقرار نمی کنیم خودمان را محق می دانیم که آنرا برای انگلیسی زبان ها هم عوض کنیم. همین کار را با کلمه ایران می کنیم. تا یک آمریکایی می گه " آیرن"  ، ( منظوری نداره ها ،لهجه اش آمریکاییه) صد تا ایرانی تصحیحش می کنند " ایران" نه " آیرن" . آخه چقدر شما آمریکایی ها بی سوادین.

خداییش تا حالا ندیدم آمریکایی ها بر گردند بگند شما چرا می گین " آمریکا" یا " امریکا". تازه ما که معلم زبان فارسی هستیم حتماً یک روز را می گذاریم که به آنها تلفظ درست " آمریکا" و " انگلیسی " را یاد بدهیم.

 

خیلی حاشیه رفتم ولی چیزی که می خواستم بگم اینه که مساله خیلی ساده تر از این حرفها است. بحث نوگرایی و ملی گرایی و باستان گرایی و.... نیست . بحث زبانه.

آقای تلطف بسیار شیوا این امر را بیان می کنند "...
 کاربرد واژه فارسی هنگام تکلم به زبان انگليسی نقص هماهنگی آن زبان و نيز تجاوزی است به صرف و نحوش. برای يک لحظه تصور کنيد که شخصی به فارسی بشما بگويد که:
"
من انگليش و فرنچ و پُوليش حرف می زنم."
اين جمله هماهنگی نحوی زبان فارسی را به هم می زند چرا که ما برای اين زبانها در زبان فارسی نام های ديگری داريم. درست اين جمله اين است: "من انگليسی و فرانسوی و لهستانی حرف می زنم." يا اينکه يک انگليسی زبان به انگليسی بشما بگويد:
"I went to Paris last year and there I learned Francais."
درست اين است که اين شخص بگويد French چرا که استفاده از جمله بالا به غير از اشتباه زبانی آن کمی خود نمايی نيز القا می کند. همه اينها در گوش شنونده نا خوش آيند هستند. به همين ترتيب نام زبان آلمان در خود اين زبان دوچ (Deutsch) است و در انگليسی بدان جرمن (German)اطلاق می گردد. و يا ما در فارسی بزبان يونانی ها يونانی می گویيم در حالی که در خود يونان آن را الينيکا (Elinika) و در انگليسی گريگ (Greek) می نامند.
سوم، خود واژه Farsi در زبان انگليسی يک واژه خوش صدا نيست. شنونده را به ياد واژه هايی از قبيل Farce و Farcical به معنای لودگی، نمايش مسخره، و کارهای مضحک می اندازد. در فرانسه کار برد واژه Farsi بجای Persian حتا بد آوا تر است. شنونده را بياد Farci (stuffed) و Farce (joke) می اندازد." (کامران تلطف، شورای گسترش زبان فارسی)

 

 

 

مایی که در خارج کشور مشکل هویت داریم ، داریم خودمان را از چاله به چاه می اندازیم. این بار پلی که داره خراب می شه خیلی بزرگتر از پل پرشیا است. خراب شدن این یکی پل رابطه مارا  حتی با بقیه فارسی زبانان هم قطع می کند.

 

درسته که بقول خیلی ها دیگه چه بخواهیم چه نخواهیم Farsi  وارد زبان انگلیسی شده . ولی هنوز دیر نشده مهم سازمانها و نهادهای معتبر هستند که این اسم را در انگلیسی به رسمیت نشناسند.

 

( چند شب پیش سخنرانی جورج بوش را شنیدید؟ در میان همه حرفهاش من فقط شنیدم " "Persian Gulf

و فکر کردم  که این اسم به تنهایی حکم یک دهن کجی  داشت ، "اسمی که  از دست سیاست نجات داده شد".)

 

" زبان ما فارسی است و نام زبان ما به انگلیسی    Persian  است نه Farsi  و نه "Persian( Farsi) .

ما مسلماً ما نمی توانیم جلوی تغییر زبان را بگیریم . زبان مثل یک موجود زنده است و هر روز تغییر می کند ولی هرروز نام خودش را تغییر نمی دهد..

 

 

 

 

http://www.persian-language.org/Group/Article.asp?ID=173

 

http://www.cais-soas.com/CAIS/Languages/persian_not_farsi.htm

 

 

The Announcement of the Persian Academy:
The Language of the nation of Iran [Persia] in English is called "Persian" [or in other European languages: Persane, Persisch, Persa, Persiska, etc.] and is known worldwide as PERSIAN. Recently some people have been trying to use "Farsi" instead of Persian, the trend which has also been followed by some non-Iranians. This has
occurred to the extent that it has raised the question "Which is the correct word, in English, for the language of
Iran's people, Persian or Farsi?!..."

This question was put to the official institution FARHANGESTAN (Persian Language and Literature Academy in Tehran) by the Commerce Department for Australia,
at Iranian Ministry of Foreign Affairs. In their 34th meeting on 7th of December 1992, the
Persian Academy unanimously passed the resolution that this language must be called PERSIAN and the reasons given were:

1- PERSIAN has been used in a variety of publications including cultural, scientific and diplomatic documents for centuries and, therefore, it connotes a very significant historical and cultural meaning. Hence, changing PERSIAN to FARSI is to negate this established important precedence.


2- Changing PERSIAN to FARSI may give the impression that it is a new language, and this may well be the intention of some Farsi users.


3- It may also give the impression that FARSI is a dialect of some parts of
Iran and not the predominant (official) language of this country.


4- Fortunately, FARSI has never been used in any research paper or university document in any Western language and the proposal of its usage will create doubt and ambiguity about the name of the official language of our country.

 

 

 

+ نوشته شده در  Sat 2 Feb 2008ساعت 4 بعد از ظهر  توسط حمیرا بهادرانی  | 


Free counter and web stats