امروز اینجا حال و هوای دیگری داشت. بحث داغ و لبخند و تبریک و در آغوش کشیدن ها وچشم های اشک آلود ....
فقط اقلیت ها نبودند. سفید های تحصیل کرده هم بودند. خیلی های دیگر هم بودند.
فکر کردم دموکراسی هم مثل هر چیز دیگر می تونه "سر تاقچه عادت از یاد بره"، وگرنه چرا باورشان نمی شد. چرا باورمان نمی شد.
یکی می گفت "حالا مگه اوباماچه کار می تونه بکنه؟"
فکر کرد م شاید هیچ، ولی تا آنجا که به مفهوم و رویای دموکراسی مربوط می شه ، برای من او کارش را کرده.
