<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>چند خطی از یک معلم زبان فارسی !!!</title>
<link>http://aboutpersian.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 23 Oct 2009 23:58:13 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>درجه معياري گونه معيار فارسي</title>
<link>http://aboutpersian.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;دكتر ناصرقلي سارلي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;استاديار دانشگاه تربيت معلم &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;چكيده&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اين نوشته كه با طرح پرسشي بنيادين درباره امكان سنجش درجه سختگي و معياري زبان و نيز مقايسه زبانها از حيث درجه معياري آغاز مي‌گردد، در پي روشن ساختن مفهوم درجه  معياري و نيز به دست آوردن ملاك‌ها و ضوابطي معتبر و عيني براي اين امر است.اين ملاك ها با در نظر داشتن چارچوب نظري پيشنهادي فرگوسن و نيز ويژگي هاي آرماني زبان معيار تعيين شده و با توجه به آن ،‌ چارچوبي نظري به دست داده شده وگونه معيار فارسي در اين چارچوب از ديد كلان بررسي گرديده است.ملاك هاي پيشنهادي در اين چارچوب نظري چهار دسته اند: الف)ملاك هاي مربوط به نحوه كاربرد زبان و گستره آن ب)ملاك هاي مربوط به ميزان انعطاف و سختگيري در تدوين و تثبيت زبان ج)ملاك هاي مربوط به موقعيت زبان معيار در جامعه زباني د)ملاك هاي مرتبط با پذيرش زبان معيار از سوي مردم.نتيجه پژوهش آن است كه زبان فارسي از حيث درجه معياري با توجه به دسته الف و ب وضعيتي نه چندان مطلوب اما رو به رشد و با توجه به دسته ج و د وضعيتي مطلوب دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; با سپاس فروان از آقای دکتر سارلی برای اجازه انتشار این مقاله، لطفاً ادامه مطلب را اینجا بخوانید&lt;STRONG&gt;:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 23:58:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboutpersian&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>aboutpersian</dc:creator>
<guid>http://aboutpersian.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زبان فارسی معیار</title>
<link>http://aboutpersian.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;IMG height=254 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/swz7sz.jpg&quot; width=187 border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;آقای ناصرقلی سارلی در مقدمه‌ی کتاب &quot;زبان فارسی معیار&quot; می‌نویسد: مهمترین دشواری در زمینه‌ی تحقیق درباره‌ی زبان معیار و معیارسازی، &quot;نبود تحقیقات بومی در باب مباحث نظری معیارسازی و زبان معیار است. به همین سبب، نگارنده بخش بزرگی از وقت خود را صرف ترجمه‌ی مقالات و کتبی در این زمینه کرده است تا به الگویی نظری برای بررسی زبان فارسی از این حیث دست یابد.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;ولی متاسفانه باید گفت که به نظر نمی‌رسد آقای سارلی در این کار موفق شده باشد و کتاب &quot;زبان فارسی معیار&quot; به  جای رسیدن به یک الگوی نظری بیشتر به یک تحقیق دانشجویی خام شبیه می‌شود که سعی می‌کند نظر زبان‌شناسان مختلف را با وسواس و دقت کامل جمع‌آوری کند. سه بخش اول کتاب که ۲۶۴ صفحه از ۳۴۸ صفحه‌ی کتاب را در بر می‌گیرد به تعریف زبان معیار و دیدگاه‌ها و نظرهای مختلف درباره معیارسازی زبان می‌پردازد. در بررسی ادبیات موجود، نویسنده حتا نگاهی انتخاب‌گر یا هدفمند ندارد. از‌همین‌رو این سه فصل دچار درازگویی و تکرار مکررات بسیار می‌شود. با این‌همه زحمت نویسنده و امانتداری وی در ترجمه‌ی مقاله‌ها و کتاب‌های مربوط به زبان معیار بسیار قابل تقدیر است واین سه بخش از نظر معرفی نظریه‌های مختلف درباره‌ی زبان معیار و معیارسازی زبان بسیار سودمند است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;دو فصل آخر کتاب که قرار است به بررسی معیارسازی زبان فارسی در دو دوره‌ی پیش از مشروطه و پس از آن بپردازد، به غیر از اشاره‌هایی گاه به گاه،  به کلی رابطه‌اش را با سه بخش نخستین که خواننده با حوصله بسیارخوانده است از دست می‌دهد. این دو فصل نیز که باز به شیوه‌ی تحقیق‌های دانشجویی مجموعه ای از نقل قول های مختلف است، نگاهی بسیار گذرا و نامطمئن به تاریخ انتخاب زبان فارسی به عنوان زبان معیار و تاثیر حوادث سیاسی و اجتماعی در این انتخاب و همچنین نقش فرهنگستان‌های مختلف در معیارسازی زبان فارسی دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;آنچه بیش از هرچیز جای سوال دارد این است که در صفحه‌ی ۳۳۷ کتاب، نویسنده به ناگاه تصمیم می‌گیرد بدون هیچ مقدمه ای به سوال چیستی زبان معیار فارسی پاسخ دهد :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&quot;هنگامی که تهران پایتخت ایران شد، بسیاری از اهل قلم و نخبگان علمی و ادبی ومقامات دیوانی و کشوری به آنجا رفتند و به خدمات اداری و دولتی مشغول شدند. اینان از نقاط مختلف کشور آمده بودند.....(ناتل خانلری، تاریخ زبان فارسی، ج1، ص ۳۶۷)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;طبیعی است که هریک از اینها، گفتاری نزدیک به زبان محلی و بومی خودشان داشتند اما اکنون که در تهران گرد آمده و طبقه‌ی اجتماعی متمایزی تشکیل داده بودند، به زبان گفتاری مشترکی نیاز داشتند. این نیاز ارتباطی آنان را برآن داشت که زبانی را به کاربرند که به زبان ادبی و معیار نزدیک بود. از این رو، این گونه‌ی زبانی جدید را &quot;لفظ قلم&quot; می نامیدند. طبیعی است که لفظ قلم بویِژه  در سطح آوایی و تلفظ تاثیرات بسیاری از زبان محلی- گویش تهرانی در معنای اول ( گویشی که پیش از انتخاب تهران به پایتختی ایران در این ناحیه رواج داشته)- پذیرفت اما به طور کلی مبتنی بر اصول و الگوهای نوشتار بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;هر چه زمان می گذشت، به سبب عواملی که برشمردیم زبان نوشتار و الگوهای آن تغییر می کرد.&quot; لفظ قلم&quot; نیز به تناسب و بنابر مقتضیات تغییر می یافت تا انکه بتدریج گویش محلی تهران- احتمالاً با دادن الگوهایی به لفظ قلم- از رواج افتاد. زبان معیار کنونی که زبان تحصیلکردگان ساکن تهران است، دنباله‌ی همین &quot;لفظ قلم&quot; است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;بنابراین گفتار معیار، گفتار تحصیلکردگان تهران است. نوشتار معیار نیز دنباله‌ی همان زبان نوشتاری معیاری است که از ادوار گذشته به دوره‌ی مورد بحث رسیده و تحت تاثیر گرایش ساده‌نویسی قرار گرفته و با توسعه‌ی سازوکارها والگوهای زبانی خود، در نوشتارامروز به کار می‌رود.&quot; (ص۳۳۷)   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;چگونه می‌شود معیار بودن یک زبان را محک زد؟ آنچنانکه خود نویسنده جمع‌بندی می کند با یکی یا مجموع ویژگی‌های زیر:&quot; میزان انعطاف و سخت‌گیری در تدوین و تثبیت هنجار، توانایی و قابلیت آن در کاربردهای دقیق و والای زبان مانند قابلیت  زبان معیار به عنوان زبان علم و سرانجام میزان توافق مردم با معیار و پذیرش آن.(ص339) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اما نویسنده به همان شتابزدگی که وارد بحث می شود از آن خارج می‌شود و بی‌حوصلگی را بدانجا می رساند که درمبحثی که به  تعیین درجه‌ی معیاری زبان فارسی می‌پردازد، تنها بدین بسنده می کند که خواننده را به فصل های پیشین رجوع دهد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;البته باید توجه داشت که حتا اگر چگونگی ورود اورا به این نظریه در نظر نگیریم، خود نظریه‌ دچار کژتابی و ابهام است:  زبان تحصیل‌کردگان تهران چگونه از تحصیل‌نکردگان تهرانی جدا می‌شود؟ منظور از تحصیل‌کرده در اینجا چیست؟ تحصیل‌کرده‌ی زمان قاجار مورد نظر است یا تحصیل‌کرده‌ی امروزی؟ با توجه به این‌که امروزه مواد درسی و تحصیلات در سراسر ایران کمابیش صورت واحدی دارد، کجا و چگونه زبان تحصیل‌کردگان ایران از زبان تحصیل‌کردگان تهران جدا می شود؟ درسطح آوایی &quot;لفظ قلم&quot; چگونه از گویش تهرانی تاثیر گرفته است؟ در شکل گیری زبان معیار زبان ادبی موثرتر بوده یا گویش تهرانی؟ نویسنده در جای دیگر عنوان می کند که &quot;در زمینه‌ی تلفظ چندگانگی و تشتّت فراوان دیده می شود. هم عقاید و نظرها در مورد چگونگی تلفّظ متفاوت است و هم در عمل بسیاری از کلمات دو یا چند تلفَظ رایج دارند.&quot; چرا؟ آیا دلیل آن استفاده از زبان نوشتاری است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;در آخر می‌توان گفت که نویسنده در کتاب &quot;زبان فارسی معیار&quot; پیش ازآنکه بتواند به بلندی‌ای برسد که راه خود را از میان انبوه اطلاعاتی که در دست داشته پیدا کند، در جزییات غرق شده، مخاطب خود را نیز دچار سردرگمی می کند. اما در عین حال از آنجا که کتاب &quot;زبان فارسی معیار&quot; منبعی از تحقیق های مختلف در زمینه‌ی زبان معیار است بی‌شک می‌تواند توجه مخاطبانش را به زبان فارسی و جای خالی پژوهشهای دقیق‌تر و علمی‌تر در مورد گونه‌ی معیارزبان فارسی جلب کند که این خود بسی ارزشمند است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;A href=&quot;http://www.persianacademy.ir/UserFiles/image/naame24.pdf&quot; target=_blank&gt;معیار سازی و ملاحظات تجویزی نوشته ی دکتر ناصر قلی سارلی&lt;/A&gt; (صفحه ۶۷)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 08:57:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboutpersian&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>aboutpersian</dc:creator>
<guid>http://aboutpersian.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از یادداشت های یک نفر</title>
<link>http://aboutpersian.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://aboutpersian.blogfa.com/page/aboaftab.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=3&gt;نبیند جزین مرغ و ماهی مرا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 21:42:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboutpersian&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>aboutpersian</dc:creator>
<guid>http://aboutpersian.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آموزش زبان فارسی</title>
<link>http://aboutpersian.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; قابل توجه معلم های &quot;زبان&quot; فارسی:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;A href=&quot;http://www.persian-language.org/learning/amouzeh.asp&quot; target=_blank&gt;آموزش زبان فارسی&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://aboutpersian.blogfa.com/page/aboaftab.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 21:26:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboutpersian&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>aboutpersian</dc:creator>
<guid>http://aboutpersian.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صادق هدایت و خط</title>
<link>http://aboutpersian.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://persianlanguage.ir/interviews/id=16/&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&quot;خط را به تدریج باید عوض کرد. عجالتاً باید مشکلات ساده اش را حل کرد.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;A href=&quot;http://persianlanguage.ir/interviews/id=16/&quot; target=_blank&gt;گفتگوی م.ف. فرزانه با صادق هدایت&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Aug 2009 05:05:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboutpersian&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>aboutpersian</dc:creator>
<guid>http://aboutpersian.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قدرت کلام</title>
<link>http://aboutpersian.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;می‌بردت بالا.  بلندت می کند. گرمت می کند. انگار که موج باشد، می زند به قلب!  قلمبه می‌شود بغض و بی آن که بخواهی می‌پاشد از چشم.  هر بار که می‌شنویش! آری، هربار که می شنویش! تکراری نمی شود. چه قدرتی دارد کلام، وقتی با &quot;نترسیم&quot; آغاز وبه &quot;هستیم&quot; می‌رسد.  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ومن می‌مانم که چه قدرتی دارد کلام...انگار موج می‌شود!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Aug 2009 04:56:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboutpersian&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>aboutpersian</dc:creator>
<guid>http://aboutpersian.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زبان باز فردای ما</title>
<link>http://aboutpersian.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;پاره ای از نقاشی- تهمورث بهادرانی&quot; hspace=0 src=&quot;http://i29.tinypic.com/23mm155.jpg&quot; border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;زبان باز آمد و زمین زیر پایمان گرد شد. تصویر زبانمان فضایی شد و دیدیمش کنار زبانهای دیگر و زمین مرکز دنیا نبود. بحث در گرفت و دادگاه البته همیشه بوده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt; و تصویر را دیده بودیم چه می خواستیم، چه نمی‌خواستیم: زبان و مدرنیت و نوع نگاه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&quot;باز&quot; را خواستیم معنی کنیم و برای برخی مان نور شد و فیل را دیدیم  و برای برخی مان &quot;دیو&quot; شد وجز &quot;زدگی&quot; ندیدیم. بعضی گفتیم گل داریم و بلبل داریم و ریشه داریم ( و بر منکرش لعنت) و بعضی گفتیم مهندسی کنیم و پنجره ای باز کنیم و هوا را تازه کنیم. و پرسیدیم باز بودن یا نبودن؟ علمی بودن یا نبودن؟ سترون یا زایا؟ جمله یا واژه؟ مکانیکی یا ارگانیک؟ سره یا ناسره؟ وام یا بی وام؟  چگونه و چگونه؟  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt; چه می خواهیم ؟ زبانی می خواهیم که همان باشد و همیشه باشد و زبان علمی باشد و در جهان باشد و کنار زبانهای دیگر باشد و هی ندود و هی نرسد و ما نمانیم در آن که &quot;فارسی شکر است&quot;، ما چرا اوقاتمان تلخ است؟ زبان پاک باز می‌خواهیم؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;براستی چگونه نگرش دیگر گونه و زبان باز می شود؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;می خواهم علمی بنویسم و نمی شود. می دانی چرا؟ چون نیاموخته ام. در فرهنگی که &quot;قدرت قلم&quot; موهبتی است که یا داری یا نداری و قلم یعنی شاعرانه اندیشیدن و شعرگونه نوشتن، کسی به من نیاموخته بود که نوشتن علم است و می‌شود آموخت و می شود بی استعاره و تشبیه هم نوشت و لازم نیست برای هر چیزی تصویر ساخت و متن علمی هم برابر با آنچه من نمی‌دانم نیست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;و من بیاد می آورم هشت ساله بودم و کسی به من گفت کمونیست  یعنی &quot;خدا نیست&quot; و من آهی از سر آسودگی کشیدم. &quot;کمو&quot; یعنی خدا و وقتی خدا نیست می‌شود کمونیست و برای همین پسر همسایه در زندان است  و کمونیسم حتماً شکل اشتباه نوشته شده‌ی کمونیست است. هنوز هم که سالها گذشته است  وقتی کمونیست را می بینم &quot;خدا نیست&quot; تصویر اول است و این من را به فکر وامی‌دارد که اگر کسی در هشت سالگی برای من مفهوم سازی کرده بود در زبان خودم که کمون چیست و کمونیسم و کمونیست، آیا مفهومی که در ذهن هشت ساله من پرداخته می شد به بالاتری نمی رسید؟ به واژه سازی نمی انجامید؟!؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;به راستی هیچ فکر کرده ایم چرا در ایران همه شاعرند؟ آیا تصویر شاعرانه ساختن کم از واژه سازی دارد؟ چگونه زبانی که می تواند همه شعر باشد و تصویر موجز، باز می ماند از واژه سازی؟ هیچ فکر کرده‌ایم؟!؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;و من امروز با ذهن یک سویه ی خویش هنوز می دوم. من که تازه بعد از سالها یادگرفته ام به راحتی بگویم مثلن مانیفست، هی باید دنبال کودکان انگلیسی زبان بدوم که در سه سالگی اسم همه دایناسورها را می دانند و این که چرا نسلشان منقرض شد و در 5 سالگی برایم ازفوران  آتشفشان و مواد مذاب می گویند و در هشت سالگی تاریخ مصر باستان  و روم را می خوانند و اسم فراعنه را می دانند و در 10 سالگی استوره های یونانی را می شناسند و در 11 سالگی از ارسطو و افلاطون می گویند و خواندن مجله تایمز و کتاب های مختلف بخشی از درس انگلیسی هرروزه شان است و تازه دانش آموز یک مدرسه ی عمومی  خیلی متوسط هستند. و من می اندیشم البته که وانمی ماند این زبان، این زبان با کودکانش پرورده می شود. مگر نبودیم ما که سه صفحه انشامی نوشتیم همه  استعاره و تشبیه، همه تصویر در توصیف برف یا غروب یا دریا. عجیب هم نبود که خوانده بودیم &quot;منت خدای را عزو جل که....&quot; و هیچ عیبی هم نداشت عیب آنجا بود که نمی دانستیم سعدی چگونه می اندیشید و کلمه و تصویر تنها چیزی بود که از سعدی می‌آموختیم و کسی به ما نمی‌گفت کجای کار زبانیم و کجای کار زمان؟ دنیا کجاست و ما کجای این دنیا؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;و این گونه است که حال ما مانده ایم چشم به دست آنان که از ما بهتران اند که بدانند و بدوند و بسازند واژه هایی تا چند نسل بگذرد و بعد تازه آیا پسندیده شود یا نشود و جزو زبان ما بشود یا نشود؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;در حلقه مرغ یا تخم مرغ نمی خواهیم گم شویم واژه می خواهیم برای انتقال مفهموم و مفهوم می خواهیم برای واژه ای که پاره ای از زبان ماست. کار من آموزش زبان است و من می دانم که اگر مفهوم نباشد، کلمه یاد گرفته نمی شود. برای همین هم در هر زبانی اول آنرا می آموزی که یک حقیقت تجربی است. کسی در آموختن کلمه مادر در هیچ زبانی دچار مشکل نمی شود ولی برای &quot;عرفان&quot; باید اول مفهوم سازی شود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;برماست که کودکان فارسی زبان ما امروز نمانند گمشده در تصویرها با کلامی که تصویر می سازد و مفهوم ندارد و دور محور خویش می چرخد. جهان اگر چه خیلی کوچک، هنوز اینقدر بزرگ هست که بشود در آن گم شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;باید آموخت که خیلی چیزها &quot;آمدنی&quot; نیست، &quot;آموختنی&quot; است. چرخ را دوباره نباید ساخت.آموزش را باید دوباره اندیشید. مفهوم باید داده شود.علم باید آموخته شود. علمی نگریستن باید آموخته شود.  دوستی با کلام غریب باید آموخته شود. انتخاب باید آموخته شود. تفکر باید آموخته شود. آنچه آموختنی است باید آموخته شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;فرهنگستان را به دبستان ببریم. با کودکانمان آغاز کنیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;A href=&quot;http://aboutpersian.blogfa.com/post-24.aspx&quot; target=_blank&gt;زبان باز کتاب قرن&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://aboutpersian.blogfa.com/page/comments.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;A href=&quot;http://aboutpersian.blogfa.com/page/comments.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=3&gt;یک نظر درباره ی &quot;زبان باز فردای ما&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://i29.tinypic.com/23mm155.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Jul 2009 23:04:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboutpersian&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>aboutpersian</dc:creator>
<guid>http://aboutpersian.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کاش راه گذر سرخ نبود</title>
<link>http://aboutpersian.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رنگ رقم زده ی ما سیاه بود &quot;&lt;A href=&quot;http://www.khabgard.com/images/ets/neda_adibi.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ندا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&quot; /امتداد نگاه تو اما/آن آرزوی دیر و دور/که دیدیم با چشمان ترک خورده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی تو سرخ شدی/ و دل آماس کرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آه ،کاش راه گذر سرخ نبود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Jun 2009 03:05:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboutpersian&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>aboutpersian</dc:creator>
<guid>http://aboutpersian.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند</title>
<link>http://aboutpersian.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن روز و آن شب تدبیر بردار کردن حسنک در پیش گرفتند. دو مرد پیک راست کردند با جامه‌ی  پیکان که از بغداد آمده اند و نامه‌ی خلیفه آورده که حسنک قرمطی را بردار باید کرد و به سنگ بباید کشت ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;... و خواست که شوری بزرگ به پای شود. سواران سوی عامّه تاختند و آن شور بنشاندند و حسنک را سوی دار بردند و به جایگاه رسانیدند، بر مر کبی که هرگز ننشسته بود، بنشاندند و جلّادش استوار ببست و رسنها فرود آورد. و آواز دادند که سنگ دهید، هیچ کس دست به سنگ نمی کرد و همه زارزار می گریستند خاصّه نشابوریان. &lt;B&gt;پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند&lt;/B&gt;، ...&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابوالفضل بیهقی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعضی جمله ها از یاد نمی رود...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mimnoon.com/archives/000682.html&quot; target=_blank&gt;بعد ها می نشینیم مفصل گریه می کنیم&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Jun 2009 06:06:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboutpersian&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>aboutpersian</dc:creator>
<guid>http://aboutpersian.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از جمعه به این ور</title>
<link>http://aboutpersian.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علامت ها همه سوال اند با یک نقطه در پشت؟.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تعجبی در کار نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دست ودل به کار نمی رود ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 14 Jun 2009 14:28:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboutpersian&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>aboutpersian</dc:creator>
<guid>http://aboutpersian.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
